عبد الله قطب بن محيى

249

مكاتيب عبد الله قطب بن محيى

اين حديث باشد و در تك و پوى و جست‌وجوى آن باشى ، از خود به همين خشنود مباش كه نانى خورى و جانى كنى ؛ نى نى اين چه پايه است كه به آن در سازند ، اين پايهء انعام است ، پايهء اهل انعام جز اين باشد ، صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ « 1 » پيش گير ، در آسايش بر خود ببند و در مجاهده برگشاى كه مجاهده دهليز مشاهده است ، هر سختى كه در كوره مجاهده كشى چون به بستان مشاهده رسى جبر [ ان ] آن بيابى : كار كن ز هر جو مجو ثمرات * كاندر آخر رسى به آب حيات وفق اللّه وليى و ساير اخوانى لما فيه مرضاته و حوانى و اياهم جناته و صلى اللّه على نبيه محمد و آله اجمعين و الحمد للّه رب العالمين . هرگاه كه ملاقات وليّم امير تاج الدّين شيخ على دست دهد سلام وى رسانيد و بگوييد أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ « 2 » و السلام . * * * بسم اللّه الرّحمن الرّحيم مكتوب 97 [ مرگ نفس اماره ] ( من عبد اللّه قطب الى وليّى فى اللّه الامير فاضل الملّة و الدّين محمد ايده اللّه ) پيوسته از پيش و پس خبر مىرسد كه اين مرد و آن مرد و يك‌بار خبر نمىرسد كه نفس امّاره مرد ، آتش حرص او به هيچ حال نمىميرد و پند و موعظه و زجر و تذكره به هيچ وجه در او درنمىگيرد ! حيرانم كه خداى عزّ و جلّ نفس را از چه آفريده كه چنين قاسى و ناسى است ، با هيچ سنگ و آهن او را نسبت ندادم ، الّا كه او سخت‌تر بود ، گويى عنصر نفس نه از اركان اين جهان است كه در اين جهان چيزى به صلابت و

--> ( 1 ) . سوره حمد ، آيه 7 « راه آنان كه گرامىشان داشته‌اى » . ( 2 ) . سوره حديد ، آيه 16 « آيا براى كسانى كه ايمان آورده‌اند ، هنگام آن نرسيده كه دلهايشان به ياد خدا و آن حقيقتى كه نازل شده نرم [ و فروتن ] گردد » .